تبليغاتX
هیراد - وصیت نامه داریوش

هیراد

از شیر مرغ تا جون آدمیزاد

وصیت نامه داریوش

  1.   اينك كه از دنيا مي روم  25  كشور جزء و امپراتوري ايران است كه در تمام اين كشورها پول ايران رايج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران محترم شمرده مي شوند
  2.  
  3. . جانشيين من خشايار بايد همانند من در حفظ اين كشورها بكوشد و راه نگهداري اين سرزمينها اين است كه در امور داخلي مداخله نكند و مذهب و شعاير آنها را محترم بشمارد .
  4.  
  5. اكنون كه از اين جهان مي روم تو 12 كرور دريك زر در خزانه سلطنتي داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو است . زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به  خاطر،  داشته باش كه تو بايد به اين ذخيره بيفزايي نه اينكه از آن بكاهي  من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن زيرا قاعده زر در خزانه آن كه هنگام ضرورت از آن برداشت شوداما در اولین فرصت آنچه برداشتی به به خزانه بر گردان.مادرت آتوسا به من حق دارد و پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله درنقاط مختلف 
  6. كشور هستم.
  7.  من روش ساختن اين انبارها را كه با سنگ بنا مي شود و به شكل استوانه است را در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود ، حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله بدون آنكه فاسد شود چند سال مي ماند.
  8.  تو بايد بعد از من به ساختن انبارها ادامه بدهي تا اينكه همواره آذوقه دو سال يا سه سال كشور ذخيره باشد. غله جديد را بعد از اينكه بوجاري شد به انبارها منتقل نما.
  9.   
  10. و به اين ترتيب تو هرگز براي آذوقه اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشكسالي شود . هرگز هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مهم مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافي است چون اگر دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي بگماري و آنها به مردم ظلم كنندو استفاده نا مشروع نمايند و نخواهي توانست آنها را  به مجازات برساني چون با تو دوست هستند و تو ناچاري كه رعايت دوستي را بنمايي .
  11.  كانالي را مي خواستم بين شط نيل و درياي سرخ ايجاد كنم به اتمام نرسيده
  12.  و تمام كردن از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد و تو بايد آن كانال
  13. را به اتمام برساني و عوارض عبور كشتي ها از آن نبايد آنقدر سنگين باشد كه ناخدايان ترجيح دهند كه از آن عبور نكنند .
  14.  اكنون قشوني به مصر فرستادم تا اينكه در قلمرو ايران نظم و امنيت را برقرار سازد ولي فرصت نكردم قشوني به یونان بفرستم.
  15. تو با ارتشي نيرومند به يونان حمله كن و به آنان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه نمايد . توصيه ديگر من به تو كه هرگز دروغگو ومتملق را به خود راه مده چون هردوي آنها افت سلطنت هستند.
  16.   هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مكن و براي اينكه آنها اخذ ماليات
  17.  مسلط وند قانوني وضع كردم كه تماس عمال با مردم كم شود اگر اين قانون
  18.  را حفظ كني آنها تماس زيادي بامردم نخواهند داشت .
  19.  افسران و سربازان را راضي نگهدار اگر با آنها بد رفتاري كني آنها نمي
  20. توانند معامله متقابل كنند اما در ميادين نبرد تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد.
  21.  امر آموزش را ادامه بده ، بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا عقل
  22.  و فهم آنها فزوني يابد در اين صورت با اطمينان بيشتر مي تواني سلطنت
  23. نمايي ، همواره حامي كيش ايزدان پرستي باش اما
  24.  هيچ قومي را مجبور نكن كه پيرو كيش تو باشند و پيوسته به خاطر داشته
  25. باش هر كس بايد آزاد باشد و از هر كيشي كه ميل دارد پيروي نمايد.
  26.  پس از مرگ بدنم را بشوي و آنگاه در كفن بپيچان در تابوت سنگي قرار
  27.  
  28.  
  29.  بده و در قبر ببگذار اما قبرم را مسدود نكن تا هر زمان كه بخواهي تابوت
  30.  سنگي مرا ببيني و در يابي كه پدرت زماني پادشاهي مقتدر بود، و تو نبز چون من خواهي مرد. با ديدن تابوت من غرور وخودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد اما وقتي  مرگ خود را نزديك ديدي بگو كه قبر مرا مسدود نمايند و وصيت كن تا پسرت نيز در مورد تو چنين نمايد . زنهار زنهار هرگز هم مدعي و هم قاضي مشو و اگر نسبت به كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بيطرف آن را بررسي وحكم نمايد . زيرا مدعي اگر قاضي شود ظلم خواهد كرد . هرگز از آباد كردن دست برندار زيرا قاعده اين است كه وقتي كشور آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود . در آباد كردن حفر قنات و احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرارده ، عفو وسخاوت را فراموش مكن ،بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهي عفو است،  ولی عفو موقعی است که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشند و تو آن را عفو کنی ظلم کرده ای.
  31. بيش از اين چيزي نمي گويم اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجا هستند عنوان داشتم تا اينكه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كردم و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم كه مرگم نزديك است.
+ نوشته شده در  87/06/13ساعت 11:43  توسط منوچهر  |